من زندهام ! پس هستم !!
چهارشنبه 25 بهمن 1385 11:02 ق.ظنوع مطلب :عمومي ،
ما از برای گشت و گذار و بروز نمودن دیدارها چند روزی تهران را رها كردیم و راهی دهات گشتیم ! ریهها و ششهای ما كه عادت به تنفس هوای پاك و سالم ندارند از وفور اكسیژن در این منطقه دچار تعجب گشتهاند و در نتیجه اشتهای بنده به میزان زیادی باز شده است. در ذكر این مقال همین بس كه دیروز یك فقره نارگیل بزرگ را به تنهایی نوش جان كردم و صد البته امروز صبح مقادیر زیادی جوش روی صورتم هویدا گشت !! اینجا اینقدر هوا تمیز است كه فكر كنم نسبت به اكسیژن دچار حساسیت شدهام!! خلاصه اگر كسی اینطرفها آمد آوردن دود ماشین فراموش نشود ...
نكته ۱ : از توضیح بیشتر معذوریم.
نكته ۲ : اگر علی كاظمی به شما گفته كه بند به سفر تركیه رفتهام به خودش مربوط است !!
نكته ۳ : از توضیح بیشتر معذوریم !!!
خلاصه اینجا خیلی به ما خوش میگذرد (بعضیها میدانند چرا!!) از طرفی اینجا چهار دختر عمو و پسرعموی كوچولو و با مزه و فسقلی و فینگیلی و خوشگل و تپل و دوستداشتنی و ... دور و برم هستند كه حسابی سوژهی دوربین شدهاند. انصافا اگر همچین كوچولوی بامزهای كنارتان بود حاضر میشدید برگردید تهران ؟!! :

اسم این كوچولو نسترن خانم است. الكی هم زور نزنید. قصد آشنایی با هیچكس را ندارد !!
نوشته شده توسط: روشن نوروزی | آخرین ویرایش:چهارشنبه 25 بهمن 1385 | نظرات ()
تبلیغات