تبلیغات
---- - کویر مرنجاب


کویر مرنجاب

شنبه 19 اسفند 1385  09:03 ق.ظ

نوع مطلب :عکس ،

نمی دونم چرا هروقت صحبت از یک برنامه تفریحی دسته جمعی می‌شه یاد شمال و تنگه‌واشی و نمک‌آبرود و جاهای خوش آب و هوای دیگه می‌افتیم. زیباییهای کویر اینقدر زیاد بود که بخاطر نداشتن دوربین هزار بار به خودم فحش دادم !!

۱ - از طرف همه بچه‌هایی که اومدن  از احسان رافتی عزیز که این برنامه رو هماهنگ کرد ممنونم.
۲ - ممنون از دکتر سیامک جعفری و علی کاظمی که دوربین شخصی و CF شون رو در اختیار من گذاشتند تا من حسرت عکس گرفتن از کویر به دلم نمونه.

این آخرین عکسیه که دیروز گرفتیم. لحظه‌ای که غروب کویر رو تماشا کردیم و داریم برمی‌گردیم. دیدن بقیه عکسها رو هم بهتون توصیه می‌کنم :

گزارش تصویری لحظه به لحظه از سفر ما به دل کویر ، کلیک کنید !!

نگران نباشید ! احسان رافتی و علی کاظمی کار بدی نمی‌کنند! فقط دارند یکی از آهنگهای عباس قادری رو به شکل پانتومیم اجرا می‌کنند. طبیعتا احسان نوازنده است و علی خواننده !! از ارائه تصاویر مربوط به انجام حرکات موزون و ناموزون جدا معذوریم !!

قسمت زیادی از مسیر توی اتوبوس گذشت. همین امر باعث شده که این خانم از شدت بی‌حوصلگی دست به ابتکار بزنه و پاهاشو از پنجره اتوبوس جلویی بیرون بیاره !

علی جورابچی فکر می‌کرد فقط خودش بلده از این عکسا بگیره !! راستی دقت کردید کلاه من چه خوشگله !Smiley

بالاخره بعد از ساعتها سوار اتوبوس بودن به دریاچه نمک رسیدیم. واقعا جای زیبایی بود. این آقا هم کسی نیست جز جواد خان مقیمی ، عکاس دوست‌داشتنی خبرگزاری فارس.

ما اولش فکر کردیم این خواهرمون دریاچه نمک رو با آنتالیا اشتباه گرفته ! اما بعد از دیدن بقیه خواهرها متوجه شدیم که خودمون آنتالیا رو با دریاچه نمک اشتباه گرفتیم !!

باز هم دریاچه نمک ...

همچنان دریاچه نمک !!

احسان رافتی در حال توضیح درباره آثار باستانی موجود در دریاچه نمک !!

بعد از دریاچه‌ نمک و یک مسافرت چند ساعته دیگر با اتوبوس به کاروانسرا می‌رسیم. این دست هم متعلق به جعفر تکبیری است ! ( تمامی حقوق دیگر هم محفوظ است!! )

صرف ناهار در کاروانسرا ... (متاسفانه عکاس رو یادم نیست کی بود! )
پی نوشت : خوشمزه‌ترین قسمت ناهار چیپس و ماست موسیری بود که خواهران توکلی آورده بوند! این رو یادم رفته بود بنویسم !!

احسان رافتی ، جواد مقیمی و من ... ای بابا !! منو نمی‌بینید ؟ به عینک احسان نگاه کنید خوب !!

بالاخره نزدیک غروب به دل کویر می‌رسیم ...

حیف که بخاطر بالا بودن تعداد عکسها مجبورم عکسها رو با سایز کوچک بذارم. این عکس رو خیلی دوست دارم. الان هم این خانم توی بکگراند دسکتاپ کامپیوترم نشسته ...

حیات و ممات ...

ساعات پایانی مسافرت. سیاوش با لذت غروب آفتاب رو تماشا می‌کنه ...

عاشقانه غروب آفتاب را می‌نگرند ...

غروب لذت بخش کویر ... (این هیکل و اندام باربی شکل باز هم متعلق به جعفر تکبیری است!!)

پایان !!!


نوشته شده توسط: روشن نوروزی | آخرین ویرایش:دوشنبه 21 اسفند 1385 | نظرات ()